تبليغاتX
در امتداد شب - وقتی...

در امتداد شب

ای که بی تو خودمو تک تنها میبینم هر جا که پا میذارم تورو اونجا میبینم

HOMEPAGE

E-MAIL

وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم .

وقتی که دیگر رفت من در انتظار آمدنش نشستم .

وقتی که دیگر نمی توانست دوست بدارد من او را دوست داشتم .

وقتی که او تمام کرد من شروع کردم .

وقتی که او تمام شد من اغاز شدم .

و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن مثل تنها مردن .

دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 16:31 توسط حمید |