تبليغاتX
در امتداد شب - آب را گل نکنید...

در امتداد شب

ای که بی تو خودمو تک تنها میبینم هر جا که پا میذارم تورو اونجا میبینم

HOMEPAGE

E-MAIL

آب را گل نكنيم :

در فرودست انگار، كفتري مي خورد آب .

ياكه در بيشه دور، سيره اي پر مي شويد .

يا در آبادي، كوزه اي پر ميگردد .

 

آب را گل نكنيم :

شايد اين آب روان، مي رود پاي سپيداري، تا فرو شويد اندوه دلي .

دست درويشي شايد، نان خشكيده فرو برده در آب .

زن زيبايي آمد لب رود،

آب را گل نكنيم : روي زيبا دو برابر شده است .

 

چه گوارا اين آب !

چه زلال اين رود !

مردم بالا دست، چه صفايي دارند !

چشمه هاشان جوشان، گاوهاشان شير افشان باد !

من نديدم دهشان ،

بي گمان پاي چپرهاشان جا پاي خداست .

ماهتاب آنجا، مي كند روشن پهناي كلام .

بي گمان در ده بالا دست، چينه ها كوتاه است .

غنچه اي مي شكفد، اهل ده با خبرند .

چه دهي بايد باشد !

كوچه باغش پر موسيقي باد !

مردمان سر رود، آب را مي فهمند .

گل نكردندش، مانيز

آب را گل نكنيم .

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 12:34 توسط حمید |